ناأمنسازی و تضعیف نظام سیاسی در گونهها و شکلهای متعددی واقع میشود. مخالفتهای مدنی و سیاسی یکی از گونههای مبارزه با نظام سیاسی و تضعیف آن است. این مخالفتها اگر از سوی متصدیان حکومتی بهدرستی مدیریت نشود، امنیت نظام سیاسی دچار چالش شده و آن را به ورطه نابودی و اضمحلال سوق میدهد؛ برایناساس، ضروری مینماید تا دولت اسلامی با تکیه بر الگوی فقهی مناسب و برآمده از متون شرعی بتواند بهدرستی با مخالفان برخورد نموده و آنان را مدیریت نماید. نظر به این مطلب، پژوهش حاضر کشف الگوی فقهی مواجهه با مخالفان سیاسی را مطمحنظر و مسئله خویش قرارداده و تلاش نموده تا با روش اجتهادی-اکتشافی و با استناد به منابع فقهی، این الگو را کشف و تبیین نماید. الگوی فقهی مواجهه با مخالفان سیاسی که در دو گونه اعتراض و اعتزال سیاسی تحقق مییابد، حاکی از این مطلب است که غایت و دال مرکزی گفتمانِ نظام اسلامی هدایت است؛ بنابراین، رفتارها و کنشهای اصلی نظام سیاسی اسلامی در راستای جذب مخالف و هدایت آن از یک سو و روشنگری برای جامعه از سوی دیگر است. در عین حال، درصورتیکه اتمام حجت صورت گرفت و نتیجه مناسب را دریافت ننمود، وارد مراحل بعدیِ مواجهه، یعنی تنبیه سیاسی اعم سلب امتیازات، سرزنش و برخورد فیزیکی، خواهد شد.